غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

288

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

الخواص بجوار مغفرت الهى اختصاص يافت و پدر ابو اسحق ازال بود و او در بغداد اقامت مىنمود و در سنه اثنين و تسعين و مأتين شيخ ابو عبد اللّه عمر بن عثمان مكى فوت شد و هم درين سال ابو بكر احمد بن عمر بن عبد الخالق البزار صاحب مسند كبير كه از جمله مشاهير علماء بود بعالم آخرت انتقال نمود و در سنهء ثلث و تسعين و مأتين ذكرويه بحدود شام شتافته آغاز قتل و غارت كرد و مكتفى سپاهى متوجه دفع او گردانيده ذكرويه عنان عزيمت به طرف عراق عرب انعطاف داد و لشكر بغداد در بعضى از اعمال قادسيه بوى رسيده شكست يافتند و بسيارى كشته گشتند و در محرم سنهء سبع و تسعين ذكرويه بباديهء درآمده سر راه بر حاجيان گرفت و قوافل را غارت كرده قرب بيست هزار نفر بقتل آورد و مكتفى از استماع اين خبر بىطاقت شده وصيف تاركى را با فوجى از لشكر جهت دفع شر آن بداختر ارسال داشت وصيف در اواخر ربيع الاول سنهء مذكوره بذكرويه رسيده بين الجانبين محاربهء در غايت صعوبت دست داد و ذكرويه در آن معركه از پاى درآمده بعضى از متابعانش دستگير شدند و بقية السيف فرار بر قرار اختيار نمودند و در سنهء خمس و تسعين و مأتين نسيف بن ابراهيم بن معقل النسفى صاحب مسند و تفسير و ابراهيم بن ابى طالب النيسابورى و صاحب تاريخ عبد اللّه بن محمد بن على البلخى وفات يافتند و هم درين سال شيخ ابو الحسن احمد بن محمد النورى البغوى بعالم اخروى شتافت بعضى از مورخان نامش را محمد گفته‌اند و اصل او از بغشور است كه بلده‌اى بوده در ميان هردو هراة هكذا قال صاحب النفحات و در ذى قعدهء همين سال مكتفى فوت شده برادرش جعفر صاحب تخت و افسر شد ذكر المقتدر بالله ابو الفضل جعفر بن المعتضد چون مكتفى وفات يافت در سحر سيزدهم ذى قعده سنهء خمس و تسعين و مأتين باهتمام عباس بن حسين كه در سلك اعاظم وزراء انتظام داشت امر خلافت بر مقتدر قرار گرفت و چون او در صغر سن بود رتق‌وفتق امور مملكت و حل و عقد مهام سلطنت بوزراء و جوارى و نساء تعلق پذيرفت چنانچه يكى از كنيزكان مادر مقتدر در ديوان مظالم مىنشست و فقهاء و علماء هرگاه جهت فيصل قضاياء شرعيه بديوان مىآمدند به آن كنيز بر يك فرش منزل گزيده گفت‌وشنود مينمودند و مقتدر مردى نيكونفس كثير الصدقات بود اما بتمهيد بساط عيش و عشرت بسيار اشتغال مىفرمود و قتل حسين بن منصور حلاج كه اكثر علماء او را از جملهء مشايخ شمرده‌اند در ايام دولت او دست داد و استعلاء لواء اقبال ابو طاهر ولد ابو سعيد جبائى قرامطى و كندن او حجر الاسود را هم در آن ولا اتفاق افتاد و مقتدر در اوقات خلافت خود دوازده نوبت بعزل و نصب وزراء پرداخت چنانچه خامهء مشكين عمامه اسامى وزراء او را درين اوراق مذكوره خواهد ساخت و قتل مقتدر بسبب مخالفت مونس خادم در سنهء عشرين و ثلثمائه روى نمود و مدت دولتش بيست و چهار سال و يازده ماه